Sep 10, 2009· تاپیک "دستـــــ نوشتــه هـــ ای من" مربوط به اشعار و یا نثرهایی است که توسط خود کاربران نوشته شده است . از کپی کردن محتوا از سایر منابع در این تاپیک خودداری کنید . به منظـور قـرار دادن اشعـار دیگر شاعران از تاپیک های در
می توانید در بحث ها شرکت کنید و به دیگران مشورت بدهید. 3 اگر خود را مصلح اجتماعی می دانید، می توانید با توجه به قوانین وبلاگ، مطالبی که خودتان نویسنده ی آن ها باشید را در پست های مستقل ارسال کنید.
که کتابها به هزاران باغ تبدیل شدهاند و کودکانی که در آن باغها بازی میکنند و میآموزند راههای اصیل باروری چیزهای سبز را. (لطفن این کتاب را بکارید ریچارد براتیگان)
"به یک پلک تو میبخشم تمام روز و شبها را که تسکین میدهد چشمت غم جانسوز تبها را"* بزن شلاق زلفت را به روی صورتم، بانو! که این شلاق مشکی می دهد تسکین عصب ها را دو تا چشم سیاه و یک لب سرخ پر از شکّر
می دونی چرا زنها بیشتر از مردها عمر می کنند ؟ چون زن ها زن ندارند! یک مرد آنقدر صبر میکند تا محتویات یخچال ته بکشد و سیب زمینی ها جوانه بزنند. وقتی صورتحساب را می آورند، با اینکه کلا ۱۵هزار
به تمام درهای بسته دهن کجی می کنم ..به بن بست ها به خیابان ها.. دوست دارم تو باشی و من نشانی ها را گم کنم,راه خانه را هم ندانم تا همه بفهمند برای من کم حواس خانه آن جاست که تو باشی
㋡ تریپ خنده ㋡ ادمک اخر دنیاست بخند
عصری که عشق را با الف بنویسند بهتر از این نمیشود.دقت کرده ای ادمها دو دسته اند یا نامه میدهند یا ادامه.انها که نامه می دهند مختصری عاشق ترند ان ها نامه می دهند و ان ادم های مقابل به ازارشان
تاچندسال پیش فقط برای کلاس اولی ها جشن شکوفه ها می گرفتن .ازپارسال برای پیش دبستانی ها هم جشن غنچه ها اضافه شد .از امسالم ششمی ها هم جشن جوانه ها دارند .
بعضی ها گریه می کنند. نمیدونم چرا منی اینهمه کشته مرده ی نت بودم ییهو از نت زده شدم شاید به خاطر اتفاقاییه که این وقته برام افتاده و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی می کنند.
فلسفی ی باد را می فهمند. وبرایش دست تکان می دهند * جوانه ها . پشت دروازه ی رویش. منتظر زنگ بهار ایستاده اند * وقتی نگاه زرد . از صفحه ی آبی گذشت. چشمان سرخ آسمان. به خواب سبز رسید *درکوچه ی دلم
خاک را با یاد گل می کرد بو. تابْ دیگر در دل بلبل نبود بوی گل می آمد اما گل نبود. ناگهان از زیر شاخ و برگ ها آمد این آوا که این سویم بیا. آمد و زد شاخه ها را بر کنار تا که شد گمگشته ی او آشکار
Dec 10, 2007· ب) چشمها را بايد شست. ج) 4 تا. د) اين سوال جهتدار است و بوي سهمخواهي ميدهد! ه)يک تا، آن هم استکبار جهاني است. چشم ها را باید شست. 13)شعر «نازي! نازي!
این ها مردند! همان مردهایی که وقتی دست هایشان با روغن ماشین کثیف می شود و با همان دستهای کثیف پیشانیشان را پاک می کنند؛ آنقدر دوست داشتنی می شوند که آدم دوست دارد برایشان بمیرد!!!
اشعار شهادت حضرت رقیه(سلام الله علیها) آموزش تخصصی اصول و فنون و اخلاق مداحی به همراه زیباترین اشعار در مدح اهل بیت علیهم السلام
تیز هوشی و زود یابی ایشان ار اینجا نما یان می شود و تصدیق می گردد که نامبرده بدون استاد و رفتن به کلاس ، خواندن و نوشتن را فرا گرفته و با آنکه در هیچ حجره یا حوزه ای در محضر استادی به زانوی طلبگی
عدس را با گوشت کوب کمی له می کنیم. و منتظر می مانیم کمی سرد بشود.پیاز را رنده می کنیم.عدس ، پیاز رنده شده، تخم مرغ ها ، فلفل دلمه ای ریز خرد شده ، پنیر ریز خرد شده و ادویه ها مخلوط می کنیم.
ای زنبورای لعنتی!اگه نیش نداشتین خودم حسابتون می رسیدم ..ملکه شکر و آب رو قاطی می کنه می گه عسل حتی جلال آل احمد هم متوجه نشد تو کندو چه خبره اونوقت بیچاره مورچه ها نمی تونن سر بلند کنند می رن
آماده کردیم که هم تنوع را ببینید و هم جذابیت را ، امیدواریم از این طرح ها خوشتان بیاید می پسندم 0 نمی پسندم 0 برچسب ها : لباس خواب عروس – مدل پيراهن خواب عروس در شب زفاف, لباس, خواب, عروس, –, مدل
ناز گنه کار را می خرد ارباب ما همه دنیا میدونن که تو آقای منی آرزوم اینه یه بار که نوکرصدام بزنی خیز و سوی خیمه ها می کن گذار . چشم ها را وارهان از انتظار
سلام خیلی خوبه که اینجا این فرصت رو به دوستان میده تا خودشون رو بهتر بشناسن و سوال هایی رو که مدتهاست ذهن شون رو مشغول کرده بپرسن تا سلامت روانی جامعه بهتر دست یافته بشه . مثل سوالهایی
عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند. است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد. غذای مورد علاقه: آش كشك. شب ها زود می خوابم و تا دیر وقت تلوزیون نگاه نمیکنم.
باید برای پانیذ و کوکب خرید می کرد، تا عید فرصت زیادی نداشت. تراول ها را مثل شی قیمتی در کیفش گذاشت. تمام طول راه صورت کوکب و پانیذ را تصور می کرد که چقدر از این خبر خوشحال می شوند.